تبليغاتX
وبلاگ سرگرمی ترنم
 
وبلاگ سرگرمی ترنم
 
 
(!ساعتها طول میکشه از این وبلاگ دل بکنی)
 
 
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي‌كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي‌خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي‌شوم؛ اما من قبول نمي‌كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!
***
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!
***
يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد !
***
ترم آخر :امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم!
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:56  توسط رضا  | 

  

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 12:1  توسط رضا  | 
تبليغ جديد ايران خودرو

سفر به هر نقطه ايران فقط با 100 ليتر بنزين
.
.
.
.
.
.
- از كي تا حالا...؟!؟
.
.
.
.
.
.
از وقتي احمدي نژاد اومده
به اندازه موهاي سرم دوستت دارم دوست دار تو حسن كچل
هروقت پيشم نيستي دلم برات تنگ ميشه هروقت هم پيشم هستي دلم برات تنگ‎ ‎ميشه,اي مرده شورت رو ببرن كه بود و نبودت يكيه !
يكي تو فكرعشقه يكي توفكرياره يكي كونش ميسوزه مسيج جديدنداره
يكي از عكساتو يادگاري بده ميخوام بزارم لب قندون بچه  به قند دست نزنه .
لپتو بيار جلو
1
2
3
4
5
6
7
8
9
تا صدم كه بشمارى از بوس خبرى نيست.
يارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! باباي دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ يارو:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست
اختفواياايهاالذين لايتمسمسون. (تف بر شما اي كساني كه اس ام اس نميدهيد)
دعاي يك دختر مجرد: خدايا من .واسه خودم از تو هيچي نمي خوام، فقط يه داماد خوب به مادرم قسمت كن
دختر به دندان پزشك : آقاي دكتر من از دندون كشيدن بيشتر از حامله شدن مي ترسم ! دكتر : زود تصميم بگير مي خوام صندلي رو تنظيم كنم
به غضنفر ميگن: چرا ميلرزي؟ ميگه: دارم ميگوزم گذاشتم رو ويبره كسي نفهمه.
  ادرس الكترونيكي قزوينيها: دمرو_دمرو_دمرو دادكو*ن اخ جون!!!
لرپولداربچشوميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعدميره سراغ بچه اش نرسيده به مهدكودك بچه هاى لندنى داد زدن( ممتقى بووت اوما )
جذابيت‌هاي تهران.....- تهران تنها شهري است كه در آن مي‌توانيد وسط خيابانهاي آن نماز بخوانيد، وسط پارك ‏شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانكن‌هاي لباس‌هاي مدل جديد برويد، در تاكسي نظرات سياسي‌تان را بگوييد، ‏در كوه برقصيد، اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يك خانه خلوت برويد.در تهران از همه جاي ماشين‌ها صدا ‏در مي‌آيد، جز از ضبط صوت آن..در شمال شهر تهران مردم در سال 2020 ميلادي زندگي مي‌كنند و در جنوب ‏شهر در سال 94 هجري
ميگن يه ماه تو آسمون يه فرشته رو زمين.عزيزم خسته نميشي دو شيفت كار مي كني
نمي دانم چرا ماانسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد...
در پلك هاي چشمانت لانه كرده ام پلك نزن خانه خرابم مي كني,
غضنفر تلويزيون ميخره بعد كنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد
ميدوني اگر توي يك جيبت 80.000 تومان و توي يك جيبت يه چك پول باشه چه اتفاقي ميفته؟ بابات داد ميزنه! نكبت! چرا شلوار منو پوشيدي؟!
اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت برده بودي
غضنفر با كليد گوششو تميز ميكنه گردنش قفل ميشه
ازغضنفر مي پرسند سزاريان يعني چه تركه ميگه بچه به شرط چاقو
جايزه نوبل شيمي به محمود احمدي نژاد تعلق گرفت. زيرا ايشان توانستند ريال را به پهن تبديل كنند
سهميه بندي سك*س: تهرانيها 30 بار در ماه، قزوينيها 20 بار، رشتيها يك بار ... علت: تهرانيها مصرفشون بالاست، قزوينيها دوگانه سوزند، رشتيها سهميشونو مي فروشند
به لره ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند
كاهش سهم ايران در درياي خزراز 50% به 12 % را به مردم هميشه در صحنه تبريك عرض ميكنيم. فتحعلي شاه آسوده بخواب كه احمدي نژاد بيدار است
رئيس كل نيروي انتظامي گفت:    دخترهاى بد حجاب را 50000 تومان جريمه مى كنيم. قابل توجه   پسران مجرد: قبل از ازدواج خلافى بگيريد !
به غضنفر ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!!!
بچه غضنفر از پدرش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ غضنفر ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني
به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه 1زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!
تنها راه مقابله با آمريكااينه كه  ارتش رشت با زنهاشون سر  اونهاروگرم كنن،بعد قزوينيها از پشت غافلگيرشون كنن.
قبل از ازدواج
 
مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.
زن: ميخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فكرش را هم نكن.
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟
زن: منو مسافرت ميبري؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو ميزني؟
مرد: به هيچ‎ ‎وجه! من از اين آدما نيستم!
زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟
 
بعد از ازدواج
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا
 يارو به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
نماز جمعه قزوين بدليل تشكيل نشدن صف اول و دعوا بر سر صف آخر تعطيل شد
مي دوني فرق ديازپام با چشات چيه؟ . . . . . . . . ديازپام آرومم ميكنه اما چشات داغونم ميكنه
موفق كسي است كه با آجرهايي كه بطرفش پرتاب مي شود، يك بناي محكم بسازد
تواگرديدي دنيابرات غيرقابل تحمل به من زنگ بزن برات طناب دار‎ ‎بفرستم
لره ميخواسته آتش نشان بشه توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه كار ميكني؟ لره ميگه: هيچي تيمّم مي كنيم
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 19:12  توسط رضا  | 
امشب ما به سفره خانه گردن دراز دعوت می باشیم. اینجا خیلی شلوغ می باشد. گروه موسیقی سنتی در حال نواختن می باشند. آقای خواننده خیلی بد صدا می باشد. او همه شعرها را اشتباه می خواند.



میز بغلی ما یک آقای آلمانی و یک آقای فیلیپینی می باشند. آقای فیلیپینی همش الکی می خندد و خنگولانه همه جا را نگاه می کند.او مرا یاد افسر مین جانگ هو می اندازد. آقای آلمانی خیلی جدی می باشد و اصلاً ابراز احساسات نمی کند. من می دانم از حسودیش می باشد. چون آنها در کشورشان خواننده بد صدا که همه شعرهارا اشتباه بخواند، ندارند.

در گروه نوازندگان یک آقایی که چند سال از خدا کوچکتر است، ویولن می زند. پدرم می گوید او نوازنده مهوش بوده است. من نمی دانم مهوش که می باشد. پدرم می گوید من هم به دنیا نیامده بودم که او در یک تصادف مرده می باشد. مادرم می گوید او بیژن مرتضوی زمان خودش می باشد.

یک آقای دیگر نوازنده ضرب می باشد. پدرم می گوید او برای جمیله ضرب می زده است. من نمی دانم جمیله که می باشد. پدرم می گوید ندانی بهتر است. بد آموزی دارد. مادرم می گوید او از خودش حرکات موزون در می آورد. من به خوبی می دانم حرکات موزون چه می باشد.

پدرم می گوید این ها با این همه سابقه کار باید در این سن و سال در یک سفره خانه کارکنند و شبی 15 هزار تومان دستمزد بگیرند. من دلم برای آنها ریش ریش می باشد.

میز جلوی ما یک خانم 100 ساله می باشد که شبیه مادر گنجول در فیلم دزد عروسک ها می باشد. او خودش را مثل آدم برفی درست کرده است و 73 قلم آرایش دارد و همش از خودش حرکات موزون در می کند. من با دیدن او از خجالت آب می باشم.

حالا نوبت دف نوازی می باشد. 2 عدد پسر که خیلی ژیگولی و با تیپ می باشند، به روی سِن می روند. یکی از آنها خیلی مو قشنگ می باشد. مادرم می گوید کلیپسم را به او بدهم که موهایش جلوی چشمش نیاید. پدرم می گوید اِفه اش می باشد.

من عقشولانه به او نگاه می کنم و قلبم سر جایش نمی باشد. او اصلا به من نگاه نمی کند. من می دانم او چشمش مرا گرفته است ولی نمی خواهد تابلو بازی در بیاورد.

آنها خیلی سروصدا می کنند و دف هایشان را مثل توپ به هوا پرتاب می کنند. آقای آلمانی در حال سکته می باشد.


بعد از او یک خواننده دیگر می آید که خیلی جنتلمنگ می باشد. پدرم می گوید او 38 سال است که خواننده تلوزیون می باشد. او خیلی اتو کشیده می باشد. همه شعرهای اورا بلند بلند می خوانند. من خیلی کیفولی می باشم.

آقای جنتلمنگ همش به من نگاه می کند و می گوید دست بزن، شام نخور! من می دانم از حسودیش می باشد.چون خودش نمی تواند شام بخورد.

بعد از او یک خواننده دیگر می آید. مادرم می گوید ایرج ادای اورا در می آورد. من ایرج را خوب نمی شناسم. ولی پسرش یکی از عقشولی های من می باشد.

صدای این خواننده خیلی دل انگیزناک می باشد. او آهنگ های ایرج، عباس قادری و آقاسی را می خواند.

مادر گنجول همچنان از خودش حرکات موزون درمی کند. پدرم می گوید چند تخته او کم می باشد.

همه دست و پاهایشان در هوا می باشد و از خودشان خوشحالی در می کنند.

آقای آلمانی و آقای فیلیپینی دارند می روند. من می دانم از حسودیشان می باشد. دیگر نتوانستند تحمل کنند که ما این همه هنرمند داریم که خیلی خوش صدا و با تیپ می باشند.

ساعت از بوق سگ گذشته است. پدرم می گوید برویم. من از شنیدن آهنگ های کوچه بازاری خیلی کیفولی می باشم. هوا بارانی می باشد و ما در حالی که از شدت سرما به خود می لرزیم، به خانه برمی گردیم.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:38  توسط رضا  | 
همان طور که اطلاع دارید ، شرکت مخابرات ایران ، خدمات رایگان متنوعی را برای کاربران تلفن های ثابت در نظر گرفته است. اما بسیاری از مردم از این خدمات و نحوه فعال سازی آنها بی خبرند. در این ترفند قصد داریم تمامی این خدمات را معرفی کرده و کدهای فعال سازی هر یک را معرفی کنیم. این خدمات عبارتند از : انتقال مكالمه ، انتظار مكالمه ، شماره‌گيري سريع ، مكالمه از خط اشغال به خطوط ديگر ، سرويس بيدار باش ، سرويس نمايشگر شماره CallerID و دایورت بعد از 5 زنگ.


1- انتقال مكالمه یا دایورت کردن ( Call diverting ) :
با اين سرويس مي‌توانيد هنگامي كه با تلفن شما تماس گرفته مي‌شود مكالمه را به يك خط ديگر ثابت يا همراه منتقل كنيد و عمل دایورت کردن را انجام دهید. اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای این کار شما باید کد زیر را در دستگاه تلفن وارد کنید:
# شماره مورد نظر*21*
بعد از زدن این کد صدایی که میشنوید فرق خواهد کرد ، این یعنی اینکه خط شما دایورت شده است.
برای غیر فعال کردن این سرویس باید باز گوشی رو بردارید (در این حالت باز همان صدای مخصوص شنیده میشود) و بعد عدد #21# را وارد کنید.
در صورتی که مجدد صدای بوق مخصوص را شنیدید ، گوشی را قطع کرده و مجدد روشن کنید. در این حالت خط شما کاملا از حالت دایورت خارج شده است.

2- سرويس انتظار مكالمه یا پشت خطی ( Call waiting ) :
هنگام مكالمه شخص ديگري به شما تلفن مي‌زند صداي بوق ضعيفي به گوشتان مي‌رسد و شما را آگاه مي‌كند شما مي‌توانيد با كمك اين سرويس مكالمه اول خود را موقتاً قطع و با شخص ثالث صحيح كنيد پس از خاتمه ي مكالمه يا در حين مكالمه مي‌توانيد مجدداً با شخص اول به صحبت خود ادامه دهيد.
برای استفاده از این سرویس شما باید بهنگام شنیدن صدای بوق ضعیف با فشار دادن دکمه "Flash" در تلفنهای دیجیتال و با "قطع و وصل کردن" در تلفنهای آنالوگ با نفر سوم تماس برقرار کنید..
برای بازگشت به گفتگوی اول میتوانید همین کار را تکرار کنید.

3- شماره‌گيري سريع ( Speed dealing ):
براي اجتناب از وقوع اشتباه در شماره‌گيري و صرفه جويي در وقت با دادن شماره های دو رقمی به حافظه مخابرات میتونید از این سیستم بهره ببرید. اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای استفاده از این امکان باید دستور زیر رو بکار ببرید :
برای ایجاد کد دو رقمی :
# شماره مورد نظر* کد دو رقمی *51*
بعد از وارد کردن این دستور حالا شما میتونید بعد از برداشتن گوشی با زدن کد دو رقمی** شماره ای رو که قبلا به آن داده اید را شماره گیری کنید.
برای حذف یک شماره از یک کد دو رقمی و تغییر آن میتوانید از دستور زیر استفاده کنید :
# کد دو رقمی *51*
برای غیر فعال کردن همه این کدهای دو رقمی باید از کد #55# استفاده کنید...

4- انتقال مكالمه از خط اشغال به خطوط ديگر ( Call forwarding) :
براي اين كه تماس گيرندگان با بوق اشغال مواجه نشوند ، مي‌توانيد يك يا چند شماره تلفن خود را به مركز تلفن مربوط اعلام كنيد كه در صورت اشغال بودن هر يك از شماره‌ها ارتباط به طور خودكار به شماره‌هاي بعدي منتقل شود.
اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای استفاده از این حالت باید بعد از برداشتن گوشی کد #43* رو بزنید ... برای غیر فعال کردن این حالت باید کد #43# را وارد کنید.

5- سرويس بيدار باش :
با اشتراك اين سرويس زنگ تلفن در ساعت مشخص شده به صدا در مي‌آيد .
اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني ست .
برای استفاده از این حالت باید از روش زیر استفاده کنید:
ابتدا *55* رو بزنید بعد بترتیب ساعت و دقیقه را وارد کنید و در آخر # را بزنید.
مثلا میخواهیم در ساعت 14:38 تلفن زنگ بزند ، این کد را میزنیم :
1438#*55*
برای غیر فعال کردن این سرویس باید کد #55# را وارد کنید.

6- سرويس نمايشگر شماره CallerID :
در این سرویس شما کافی است یک دستگاه شماره انداز یا یک تلفن مجهز به نمایشگر شماره تلفن را ابتیاع کنید و با استفاده از آن میتوانید شماره را دریافت کنید. این سرویس نیازی به کد فعال سازی ندارد.

7- دایورت بعد از 5 زنگ :
با استفاده از این سرویس شما میتوانید کاری کنید تا بعد از 4 بار زنگ خوردن گوشی و جواب ندادن به گوشی در زنگ 5 ام تلفن دایورت شود روی شماره ای دیگر..
برای استفاده از این سرویس شما باید از کد زیر استفاده کنید:
# شماره مورد نظر*65*
طبق معمول برای غیر فعال کردن این امکان باید کد #65# رو وارد کنید...
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:6  توسط رضا  | 
 
  بالا