تبليغاتX
وبلاگ سرگرمی ترنم
 
وبلاگ سرگرمی ترنم
 
 
(!ساعتها طول میکشه از این وبلاگ دل بکنی)
 

tarannom84.blogfa

۹۰ آمد !

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 18:53  توسط رضا  | 
tarannom84.blogfaTo fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach
آنقدر
بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی
ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری



To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside.
به
رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !


To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی


To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه



To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی



To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!


Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول
بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه



To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !



To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره



To be part of a team.
عضو یک تیم باشی



To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی



To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی



To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !



To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی



To see people that you like, feeling happy
کسانی رو
که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و
ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی



To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره



remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای
احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند



Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم



"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد


وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
)
چارلی‌ چاپلین(
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:35  توسط رضا  | 

tarannom84.blogfa امت فاکس ، نويسنده و فيلسوف معاصر، هنگام نخستين سفرش به آمريکا براي اولين در عمرش به يک رستوران سلف سرويس رفت ...

  وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست با اين نيت که از او پذيرايي شود.

  اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند،شدت گرفت.

  از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند ؛  در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند!!!

وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود،نزديک شد و گفت:

  «من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد!موضوع چيست؟مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟!»

   مرد با تعجب گفت:« ولي اينجا سلف سرويس است !!!»

   سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:

  « به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد،پول آن را بپردازيد،بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد....! »

  امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت.

  اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که زندگي هم در حکم سلف سرويس است :

  همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد ؛ در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد ، که از ميز غذا و فرصتهاي خود غافل مي شويم ....؟!!

  در حالي که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است، سپس آنچه مي خواهيم،برگزينيم...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:0  توسط رضا  | 

tarannom84.blogfa

این خانومه داره میره ادامه مطلب ، شما هم برید!!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:40  توسط رضا  | 

tarannom84.blogfa

ستاره های هالیوود را با بینی عمل کرده در ادامه ببینید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:19  توسط رضا  | 

حسین تهی

آهنگ با كيفيت MP3  192


   آهنگ با كيفيت 64 OGG
 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:7  توسط رضا  | 

tarannom84.blogfa

عکس های هنرمندان برجسته زن و مرد در مراسم ترحیم پدر حسام نواب صفوی


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:52  توسط رضا  | 

یه سری عکس از خواننده های اونور آب رو در ادامه ببینید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:31  توسط رضا  | 

ادامه داستان تصویری را بخوانید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:1  توسط رضا  | 

چه زیباست که به کمک ابزارها و نرم افزارهای امروزی میشه مرز خیال رو کمی اون طرف تر برد و به خیال تجسم بخشید. البته چاشنی خلاقیت هم بدون شک یه پای همه ی خیال پردازی هاست. در ادامه شما رو دعوت می کنم که چند تجسم خیال زیبا رو تماشا کنید.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 14:29  توسط رضا  | 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 17:18  توسط رضا  | 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 17:48  توسط رضا  | 

رضایا

آهنگ با كيفيت MP3  128

اینو رو نکرده بودی

آهنگ با كيفيت 64 OGG

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط رضا  | 

داستان مراسم خواستگاری ، نامزدی ، عقد و عروسی را در ادامه بخوانید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 14:30  توسط رضا  | 
بیست و هشتمین
جشنواره بین المللی سینمای هنر آزولو در شمال ایتالیا کار خود را آغاز کرد.

گلشیفته فراهانی هنرمند ایرانی جایزه امسال این جشنواره را از آن خود کرد.این جایزه هر سال به یک زن هنرمند اعطا می شود.

بیست و هشتمین جشنواره بین المللی سینمای هنر که در شهر بسیار زیبای آزولو در شمال شرقی ایتالیا برگزار می شود برای دریافت جایزه " الئونورا دوزه" که همه ساله به یاد معروف ترین هنرپیشه زن سینمای ایتالیا در دهه 20 تا 40 قرن بیستم به یک زن هنرمند داده می شود " گلشیفته فراهانی" را انتخاب کرد .

سوت زدن گلشیفته !

" گلشیفته فراهانی" در هنگام دریافت جایزه در حالیکه حجاب نداشت به روی سن رفت و در حرکتی جالب توجه یک روسری به روی سرش انداخته و هنگام دریافت جایزه ضمن اشاره به محدودیت هایی که در ایران برای هنرمندان وجود دارد گفت : زنان در ایران منجمله نمی توانند آواز بخوانند و بنابراین من امشب برای شما سوت خواهم زد!!

وی سپس برای چند ثانیه اقدام به سوت زدن نمود و پس از این حرکت مجددا روسری اش را از سربرداشت و جایزه اش را دریافت کرد.

اینگرید برگمن بازیگر سرشناس سوئدی از جمله بازیگرانی است که در گذشته موفق به دریافت این جایزه شده بود.

در سالهای گذشته فیلم هایی از ایران در جشنواره سینمای هنر آزولو نمایش داشته شده و امسال نیز چند فیلم از ایران به دفتر این جشنواره رسیده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 18:40  توسط رضا  | 

یک
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی
که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

دو
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو
نمیشود

سه
اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام
وجود دوست ندارد

چهار
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند

پنج
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او
نخواهی رسید

شش
هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو
شود.

هفت
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا
هستی

هشت
هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران

نه
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی

ده
به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

یازده
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد
کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی

دوازده
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص
دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

سیزده
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که
انتظارش را نداری

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 15:0  توسط رضا  | 
بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد !

"کافی میت" نخورده و دهن سوخته!

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز غوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل

نداریم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید --- نه آنکه فروشنده بگوید !

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
 
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)

سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:14  توسط رضا  | 

مردان خوب، زشت هستند.

▪ مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

▪ مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

▪ مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

▪ مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

▪ مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

▪ مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

▪ مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

▪ مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

▪ مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

مردانی که هرگز قدم اول را برنمیدارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند .

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:59  توسط رضا  | 

Klicken, um in Original Größe zu sehen.

برای دیدن هوای دیگر نقاط جهان به ادامه مطلب بروید ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:21  توسط رضا  | 

یه روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه . دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: «من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم
و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم،
فهمیدم كه یكی با همسرم بوده!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن،
ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم،
یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.
من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!
دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله.
مریض بعدی دكتر بهش میگه :، به نظر میرسید كه تصادف بدی با یك ماشین داشته.
مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینكه حال شما خیلی بدتره!
بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده:
«باید بدونید كه من تا حالا بیكار بودم و امروز اولین روز كار جدیدم بود.
ولی من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و برای همین هم نزدیك بود دیر كنم.
من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیكنید؛
ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!
وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه كه حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.
دكتره در حالی كه شوكه شده بوده دوباره میپرسه «از كدوم جهنمی فرار كردی؟!»
خب، راستش توی یه یخچال بودم كه یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پایین !!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:28  توسط رضا  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا